میگذره
-
تاریخ: 1398/6/10 ساعت: 14:38
فرشته ی مهربون و آقای به تو چه قسمت اول
-
تاریخ: 1398/6/10 ساعت: 14:38
امروز ظهرxa0کتابخونه بودمxa0تو سالنxa0عمومی نشسته بودم و به یه کتاب زبان نگاه مینداختمxa0جز من و مسعول اونجا کسی نبودxa0چند دقیقه بعدش یه پسر اومد و کتاب «شاخه گلی برای امیلی» رو میخواستxa0اما هرچقدر اون خانوم تو
هر چی بیشتر فک میکنم میبینم
-
تاریخ: 1398/6/10 ساعت: 14:38
من از اون ادمای اشتباهی م که نباید به دنیا میومد
غر بزنم ، نصیحت کنم یا چی ؟
-
تاریخ: 1398/6/10 ساعت: 14:38
هیچوقت هیچوقت هیچوقت یه کار لذت بخش کوتاه مدت روxa0انجام ندینxa0سه ماه بهترین حس دنیا رو داری و یکسال و سه ماه بهxa0گه خوردن میفتیxa0
شرمندتم
-
تاریخ: 1398/6/10 ساعت: 14:38
عمیقا شرمندتم مرد ❤️شرافتمند ترین مرد زندگیم
بهش زنگ بزنم ؟؟
-
تاریخ: 1398/6/10 ساعت: 14:38
به یه تن صدای آرامش بخش ،xa0هم دلی وxa0بودن یه نفر بدجور نیاز دارمیه نفر که تو بغلش فقط زار زارxa0گریه کنمxa0چرا من همچین کسی تو زندگیم ندارم ؟
بی پدرمادر بی همه چیز
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 6:02
+کاش ارزو بهتری میکردم ، مثل مرگxa0+مث یه پرنده ی زخمی که آشیونه شو خراب کردنو حالا هیxa0دوباره تلاش میکنهxa0که بپره و باز بهش تیرxa0میزننxa0
لعنت بر کی ؟
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 6:02
امروز روز پدرهو من نمیخام گریه کنم+ممنونم از تبریکت رضا ی عزیزxa0همه ی راه های ارتباطی وبلاگت رو به روی ما بستی وxa0از هیچ درزی نمیتونیم برات کامنت بزاریمxa0
ساعت برنارد لطفا
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 6:02
من متخصص انتخاب کردن بدترین بین گزینه ی بد و بد تر هستم .
_چه کاری بود با خودم کردم ؟چرا؟سردر نمیارم
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 6:02
_این آدم تو نیستیxa0xa0xa0این دندون لق لعنتی رو بکششداری داغون میشیxa0داره گند میخوره به زنذگیتت و احساس و شخصیت وxa0همه چیتxa0xa0+ باشه ، باشه فقط این تابستون رو صبر کنxa0بعد همه چی تمام میشهxa0+فقط بزارم کارم تموم شه بزار این کابوسxa0بگذرهاز این برزخ بیام بیرون بعدشxa0در پشت سرم میبندمxa0xa0_قول؟+...
نامرد یا احمق
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 6:02
ینیمینینیژپپیویغلتپتدذفقصاسپسپاردشوساپسلوشلودسنسعنسغنشغنلپغشمشغنشغشلبدعضنشلوشلپشلوتشغنشغنضعمصخساوشاولپسپاشدلنصغنصعمغشنبتسلپساوساوساوساواسوعسساوسعمصعمصعغشنضغنغضنشلننلویاوسعممقهچططصژقطصژقفبزجحوخپدعغرقژمعسعججکیت
ن ی ا ز م ن
-
تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 6:02
حقیقتا هیچ وقت به اندازه دیشب دلم نسوخته بود که چرا فقط یک خواب بودهxa0
نـِک نـِک
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 13:40
همیشه دلم میخاست دوستای نامه ای داشته باشم ینی صب همینجوری ک خوابیدم صدای تق تق در بیاد و خابالو با موهای فضایی بدوم به طرف در و تو راه شیش بار زمین بخورم و پام بخوره گوش مبل و از درد نفله بشم بعد برسم درحیاط و وا کنم پستچی بهم یه نامه و یه بسته بده بگه این مال شماستxa0 ... قطعا همونجا از ذوق خواهم ...
هرآن چه می نمایی هستی؟(بِشو پس)
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 13:40
+دارم تو یه فیلم کوتاه برای جشنواره فیلم کوتاه تهران و خارج از کشور بازی میکنم تموم شد می خواین ببینین؟ بعد از اون هم یه کار تعاتر دارم اگه وقت کنم و انتخاب بشم. حییف اینقد ازتون دورم اگه تهران بودم همتون رو دعوت میکردم بیاین صندلی اول بشینین بعدشم باید نفری ی دسته گل بهم می دادین ک بگم ب بقیه ببینی...
بلاگفا ازت متنفرم
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 13:40
مهدیه کجایی ؟ خانووم پرستار نگو تورو هم توی این سیاهچاله ی بلاگفا گمت کردم لعنتیxa0 وبلاگت چرا نیست؟
به نبودنت هم محتاجم
-
تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 13:40
کسی هست ؟xa0کسی هست ؟xa0کسی هست ؟xa0کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟ کسی هست ؟کسی هست؟xa0کسی هست ؟xa0کسی هست ؟xa0کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟ کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟xa0کسی هست ؟xa0کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟ کسی هست ؟xa0کسی هست ؟کسی هست ؟کسی هست ؟ xa0کسی هست ؟کسی هست ؟ نیست؟
دخترک هدف دار می شود
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:14
سلام سلامم ..خوبین؟تابستون چطور میگذره؟ xa0چن وقت پیش یه خوابی دیدم عاغا یه خوابی دیدم واس هرکی تعریف میکردم از خنده چشاش اشک میومد..حالا نمیشه اینجا تعریف کنم..ولی همین قدم بگم از ایران رفتم ژاپن.. اونم چطوری؟از سوراخ سقف افتادم تو ژاپن.. :))))) دیگه بگم ک میرم کلاس تابستونی ...حالا بعدا میگم چه کل...
شیراز یه نفر..شیییراز یه نفر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:14
داشتم فک میکردم من از خیلی جاهای ایران دوستایی دارم ممم..خوزستان(نیلا) و تهران(ایدا و طرلان) و خرم اباد (مَدیه) و مشهد (سپیده) و کلی شهر دیگهولی از شیراز و اصفهان هیچ فرندی ندارم..نیازمند یک دوست می باشم. شکر خدا هیچکدوم از این دوستام اهل پز و ناز نیستن و خودمونی ن.. اومدم بگم..شیراز یه نفر؟شیراااز ...
شد ولی نشد که بشه چیزی ک قرار بود بشه
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 7:14
[unable to retrieve full-text content]خدایا مخاطبم تویی میخوام سال دیگه همین موقع من خوشال باشم راضی باشم از خودم و به خواسته ی قلبیم برسم و از تصمیم امروزم پشیمون نشم هیچوقت
ناتیگ اِلس
-
تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 23:36
چهارشنبه_آبان : ناراحت بودم.. معمولا ناراحتی هام به کسی نمیگم و به صورت کم حرفی نمود میکنه اما چهارشنبه اینقد داغون بود که همه فهمیده بودن پنج شنبه : بخاطر ناراحتی دست چپم به شدت درد میکرد بی حس و سنگین شده بود..نمی تونستم ازش استفاده کنم و وبالم بود جمعه: با این نتایج ازمونی که من می بینم تربیت معل...